العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
53
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
سختى دارد كه مخش براى قولنج بسيار سود بخش است . هر كه تيكهاى از شاخ آن را با خود دارد درندهها از او نفرت كنند و اگر شاخ يا پوست يا ناخنش را دود كنند در خانه مارها از آن كناره كنند و خاكستر شاخش بدندان كرم زده ريزند دردش آرام شود ، مويش را در اطاق دود كنند موش و چسنه از آن كناره كنند ، اگر شاخش را بسوزند و در خوراك دچار تب نوبه ريزند آن تب را ببرد ، و اگر با هر نوشابه بنوشند باه را فزايد و پى را نيرو دهد ، و نعوظ را فزايد و اگر در بينى خون دماغ بدمند خون قطع شود . و چون دو شاخش را بسوزند تا خاكستر شوند و با سركه در آميزند و برابر خورشيد به پيسى بمالند نابود شود ، و اگر مثقالى از آن را كف كند با هر كه ستيزد بر او پيروز شود . دميرى گفته : وعل با واو فتحه دار و عين كسره دار بز كوهى است و در جاهاى سخت و هراسناك بطور دسته جمعى زندگى كنند ، و هنگام زايش جدا شوند و چون شير در پستان ماده آنها فراهم شود آن را بمكد ، و نرش چون از پريدن بر ماده درماند بلوط خورد تا شهوتش نيرو گيرد ، و چون ماده نيابد منى خود را بمكد هنگام شهوت ، و چون زخمى به دو رسد از سبزى كه بر سنگ است بمكد و به زخم خود نهد و به شود ، و چون احساس شكارچى كند و در جاى بلندى باشد به پشت خوابد و خود را بفرود بدره غلطاند ، و دو شاخ سرش تا دنبالهاش كشيدهاند و او را از سنگها نگهدارند و چون نرمند به زودى از سنگها درگذرانند . و نر آن را گوزن خوانند در فارسى و دميرى گفته : در بيشتر احوال بگاو وحشى ماند ، و چون از شكارچى بترسد خود را از سر كوه پرت كند و زيان نبيند شماره سالهاى عمرش همان شماره گرههاى شاخ او است و چون مارش گزد خرچنگ بخورد . و ماهى را دوست دارد براى ديدنش بكناره دريا آيد ، و ماهى هم نزديك خشكى آيد تا او را بيند ، صيادان اين را دانند و پوست گوزن پوشند تا ماهى بدانها